بابا سعید
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم و سریال. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیلم و سریال. نمایش همه پست‌ها

نامزدهای اسکار اعلام شد

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط سعيد

اسکار
بي بي سي - مراسم معرفی نامزدهای اسکار سال ۲۰۱۰ در لس آنجلس برگزار شد و فیلم های آواتار و میدان بلا با بیشترین تعداد نامزدی، بالاترین شانس را برای کسب جوایز اسکار به دست آوردند.
از سال ۱۹۴۴ این نخستین بار است که در رشته بهترین فیلم، ده نامزد - و نه پنج نامزد- معرفی می شوند.
مراسم اسکار امسال، یکشنبه شانزده اسفند (هفتم مارس) در سالن کداک هالیوود برگزار خواهد شد.

ده فیلم نامزد بهترین فیلم


آواتار Avatar (کارگردان: جیمز کامرون)

پرشس Precious (کارگردان: لی دانیلز)

نقطه کور Blind Side (کارگردان: جان لی هنکاک)

حرام زاده های بی شرف Inglorious Basterds (کارگردان: کوئنتین تارانتینو)

بالا در هوا Up in the Air (کارگردان: جیسون رایتمن)

مرد جدی A Serious man (کارگردان ها: جوئل و ایتان کوئن)

تحصیلات An Education (کارگردان: لونه اسکرفی)

محله ۹ (District ۹) (کارگردان: نیل بلامکمپ)

بالا Up (کارگردان: پیتر داکتر و باب پیترسون)

میدان بلا The Hurt Locker (کارگردان: کاترین بیگلو)

در میان این فیلم ها، آواتار بیشترین فروش تاریخ سینما را از آن خود کرده است. فروش جهانی آواتار تا کنون از دو میلیارد دلار دلار فراتر رفته که البته بخشی از آن به پول اضافه ای بر می گردد که سینماگران بابت تماشای سه بعدی فیلم می پردازند. آواتار توانست فیلم تایتانیک را با فروش ۶۰۰ میلیون دلار پشت سر بگذارد.

بیگلو چهارمین زنی است که نامزد اسکار کارگردانی شده است. قبل از او سوفیا کاپولا برای گمشده در ترجمه نامزد اسکار شده بود.

سایر نامزدها در رشته های مختلف را در زیر می خوانید.

نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش اول:


جف بریجز برای دل دیوانه

مورگان فریمن برای شکست ناپذیر

جورج کلونی برای بالا در هوا

کالین فرت برای مرد تنها

جرمی رنر برای میدان بلا

نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش اول:


مریل استریپ برای جولی و جولیا

ساندرا بولاک برای نقطه کور

هلن میرن برای ایستگاه آخر

گابوری سیدیبی برای پرشس

کری مولیگان برای تحصیلات

نامزدهای بهترین بازیگر مرد نقش دوم:


کریستوف والتس برای حرام زداه های بی شرف

کریستوفر پلامر برای آخرین ایستگاه Last station

مت دیمون برای شکست ناپذیر Invictus

پیتر سارسگارد برای تحصیلات

استنلی توچی برای استخوان های دوست داشتنی

نامزدهای بهترین بازیگر زن نقش دوم:


جولیان مور برای مرد تنها

مونیک برای پرشس

آنا کندریک برای بالا در هوا

پنه لوپه کروز برای ۹ (Nine)

دایان کروگر برای حرام زاده های بی شرف

نامزدهای بهترین کارگردانی:


جیمز کامرون برای آواتار

کاترین بیگلو برای میدان بلا

کوئنتین تارانتینو برای حرامزاده های بی شرف

لی دنیلز برای پرشس

جیسون رایتمن برای بالا در هوا

نامزدهای بهترین فیلمنامه تالیفی:


میدان بلا

حرامزاده های بی شرف

پیام آور The Messenger

مرد جدی

بالا

نامزدهای بهترین فیلم اقتباسی:


محله ۹

تحصیلات

باخبر

پرشس

بالا در هوا

نامزدهای بهترین انیمیشن:


بالا

آقای فاکس شگفت انگیز

کارولاین

شاهزاده و قورباغه

رازهای کلز

نامزدهای بهترین موسیقی:


آواتار

آقای فاکس شگفت انگیز

میدان بلا

شرلوک هولمز

بالا

نامزدهای بهترین ترانه:


شاهزاده خانم و قورباغه

پاریس ۳۶

۹

دل دیوانه

شروع يك پايان : فصل آخر سريال لاست

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط سعيد

 Lost the Final Season
بالاخره انتظار به پايان رسيد و طرفداران سريال «لاست»  از امروز ميتوانند شمارش معكوس براي رسيدن به خط پايان اين سريال محبوب را آغاز كنند. بنابر گفته شبکه ABC روز دوم فوریه ۲۰۱۰ (ساعت پنج ونیم صبح چهارشنبه به وقت تهران ) پس از پخش یک برنامه ویژه یک ساعته (احتمالاً خلاصه از فصل‌های قبلی) اپیزود اول فصل ششم به مدت ۲ ساعت از این شبکه پخش خواهد شد.
 البته  یک ماه پيش از آغاز پخش فصل ششم سریال پرطرفدار «لاست» از شبکه ای‌بی‌سی، تهیه‌کنندگان این مجموعه تلویزیونی پرطرفدار هشدار داده بودند كه تمام گره‌های داستانی باز نخواهد شد.
کارلتن کیوز یکی از مدیران تولید «لاست» به خبرنگاران گفت: قرار نیست به تمام سئوال‌های پاسخ داده شود. درست نیست همه چیز کتابی باشد.  البته خوشبختانه مخلوطی از پاسخ‌ها، فاش شدن رازها، افشاگری درباره شخصیت‌ها و نکات غافلگیرکننده ارائه خواهد شد.
کیوز و دیمن لیندلوف یکی دیگر از خالقان «لاست» به این نکته نیز اشاره کردند که داستان فصل جدید دقیقا از آخر فصل پنجم و انفجار یک بمب هسته‌ای آغاز می‌شود. آنها توضیح بیشتری ندادند.
لیندلوف و کیوز به این نکته هم اشاره کردند که پنج سال پیش و از همان آغاز سریال درباره پایان داستان تصمیم گرفته بودند، اما همچنان روی آن کار می‌کنند.
کیوز در این باره گفت: ما مدت‌ها قبل و از همان زمان که به اسطوره‌شناسی فصل اول فکر می‌کردیم درباره تصویر پایانی به نتیجه رسیدیم. الان هم می‌دانیم کار را باید به کدام سمت پیش ببریم، ولی به نحوه اجرای آن فکر می‌کنیم.
سریال «لاست» اولین بار سپتامبر سال ۲۰۰۴ روی آنتن رفت و تاکنون پنج فصل و در مجموع ۱۰۳ اپیزود آن پخش شده است. داستان درباره بازماندگان یک سانحه هوایی است که در جزیره‌ای اسرارآمیز گیر افتاده‌اند.
این مجموعه به خاطر تعداد زیاد بازیگران و روند تولید آن یکی از پرهزینه‌ترین سریال‌های آمریکایی است. «لاست» در این مدت برنده ۵۸ جایزه از جمله جوایز گلدن گلوب و امی شده و در سراسر دنیا از جمله ایران طرفداران بسیار دارد.
در این بین تهیه‌کنندگان سریال گفتند حتی کسانی که پنج فصل اول را ندیده‌اند برای دیدن فصل ششم با مشکل مواجه نخواهند شد. قرار است پیش از آغاز پخش فصل ششم خلاصه‌ای از پنج فصل اول روی آنتن برود.
تاکنون تنها هفت اپیزود از فصل ششم فیلمبرداری شده و بیشتر بازیگران هنوز نمی‌دانند چه سرنوشتی در انتظار شخصیت‌هایی است که نقش آنها را بازی می‌کنند.
لیندلوف گفت: برای فکر کردن به پایان داستان هنوز وقت زیادی داریم و امیدوار هستیم همه پایان کار را بپسندند.
جالب اينجاست كه کاخ سفید به طرفداران «لاست» اطمینان داده است  نطق سالانه رئیس جمهوری آمریکا با پخش اولین اپیزود فصل آخر مجموعه همزمان نخواهد شد.  با توجه به محبوبیت سریال “لاست»  و پخش شدن قسمت ۱ این سریال در روز ۲ فوریه و لحظه شماری طرفداران این سریال فوق العاده محبوب ، کاخ سفید اعلام کرد که نطق سالانه رئیس جمهوری آمریکا که معمولا در آخرین سه‌شنبه ماه ژانویه انجام می‌شود با پخش اولین اپیزود فصل آخر مجموعه همزمان نخواهد شد.  مقامهاي كاخ سفيد به خبرنگاران گفتند كه اين جلسه مطبوعاتی کمی زودتر و خلاصه تر برگزار خواهد شدتا علاقمندان به کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهور و سریال «لاست» ، هیچ کدام را از دست ندهند.
خوب تا شروع سريال مرور عكسها و مطالب مجله لايف در مورد «لاست» خالي از لطف نيست:

مجموعه عكسهاي لاست از مجله لايف

Up! انیمیشن

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط سعيد

فلش فوروارد، سریال اعتیادآور بعدی!

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط سعيد

تب سریال‌بینی و علاقه ایرانی‌ها به تهیه و تماشای سریال‌های خارجی از «لاست» شروع شد، سریالی که همه اجزایی را که باعث جذاب شدن یک سری می‌شود، با خود دارد. از داستان معمایی و فضاهای رازآلود آن گرفته تا در برداشتن انواع کاراکترهای انسانی با سیرت‌های مختلف که تعامل پیچیده‌شان با ادویه فلش‌فورواردها، خوراکی لذیذ برای مخاطبانش آماده کرد.

بعد از سریال لاست، همه به دنبال جانشینی شایسته برای آن بودیم و گرچه «پریزن بریک» و «۲۴»، سریال‌هایی معتادکننده بعدی از آب درامدند، اما تجربه خاص «لاست» را تکرار نکردند.

مدتی است که پخش سریال «فلش فوروارد» از شبکه abc، یعنی همان شبکه‌ای که لاست را تهیه کرد، شروع شده است. از مدتها پیش، بسیاری فلش فوروارد را، تلاش abc برای خلق مجموعه‌ای می‌دانستند که بتواند همچون لاست مخاطبان زیادی را گرد آورد.

گرچه پیشیبنی کردن میزان موفقیت یک سریال با تماشای قسمت اول یا چند قسمت نخست آن، بدون ریسک نیست، اما تماشای دو قسمت اول این سریال، من را قانع کرد که با مجموعه جذابی، سر و کار خواهیم داشت.

فلش فوروراد، در ژانر سریال‌های معمایی رده بندی می‌شود. این سریال بر اساس، رمان علمی تخیلی یک نویسنده کانادایی به نام رابرت جی سایر Robert J. Sawyer نوشته شده است. البته وفاداری، فیلمنامه این سریال به این رمان، جزئی است و داستان سریال بیشتر ایده اصلی را از این رمان، الهام گرفته است.



داستان این سریال از آنجا شروع می‌شود که در یک روز، همه مردم دنیا به مدت دو دقیقه و ۱۷ ثانیه، به طور همزان بیهوش می‌شوند و در این حین، آنها مانند یک خواب، ۲ دقیقه و ۱۷ ثانیه از آینده خود را در ۶ ماه بعد، یعنی ۲۹ آوریل ۲۰۱۰ می‌بینند.

یک مأمور FBI به نام «مارک بنفورد» با بازیگری جوزف فینس، در رأس گروهی قرار می‌گیرد که قصد کشف واقعیت و چرایی بیهوشی همگانی مردم، دارد. آنها تصمیم می‌گیرند که با راه انداختن یک سایت اینترنتی به نام «موزائیک» و کنار هم قرار دادن آینده تک‌تک مردم در شش ماه بعد، نمایی از آینده جهان بسازند و به این وسیله، سرنخی برای کشف واقعیت پیدا کنند.

اما چیزی که بیش از همه، مردم را مشوش می‌کند، آگاهی آنها از آینده‌شان در ۶ ماه بعد است. مارک بنفورد و همسرش (با بازیگری سونیا والگر، همان پنه‌لوپه سریال لاست) متوجه می‌شوند که زندگی زناشویی‌شان، ۶ ماه بعد به هم خواهد ریخت، مأمور دیگری شک می‌کند که خواهد مرد، چرا که بر خلاف همه، هیچ چیز در مدت بیهوشی ندیده است، پدری متوجه می‌شود که دختر درگذشته‌اش، ‌در واقع زنده است و به کمکش احتیاج دارد، …



همین آگاهی از آینده، همه را به نحوی نگران می‌کند. همه شک می کنند که آیا آنچه دیده‌اند، سرنوشت محتوم آنهاست یا نه. اینجاست که سریال به یک مباحثه قدیمی مورد علاقه فلاسفه مشرق‌زمین، می‌رسد: جبر در برابر اختیار. آیا آینده انسان‌ها از قبل نوشته شده است، یا می‌توان آینده را همواره تغییر داد و سرنوشت را از سر نوشت.

پخش فصل اول فلش فوروارد دقیقا ۶ ماه بعد، یعنی همان زمانی که شخصیت‌های داستان، دو دقیقه‌ای از آن را از پیش دیده‌اند، تمام می‌شود. با پایان یافتن فصل اول، به تعدادی از سؤال‌های خود، پی می‌بریم. اما به سبک همیشگی سریال‌های معمایی، معمای اصلی همچنان باقی می‌مانند.

اما شبکه abc، در یک اقدام جالب، سایتی شبیه سایت موزاییک، راه انداخته است. در این سایت هر کاربر بعد از ثبت‌نام می‌تواند، پیشبینی کند که ۶ ماه بعد، یعنی دقیقا در تاریخ ۲۹ آوریل، مشغول انجام چه کاری خواهد بود. پیشگویی هر بازدیدکننده سایت موزایییک abc به شیوه جالبی روی نقشه کره زمین، نشان داده می‌شود و هر کس می‌تواند پیشگویی‌ها یا فلش‌فورواردهای دیگران را به صورت زنده ببیند. حتم دارم که به زودی کلون‌های جذابی برای موزاییک ساخته خواهد شد، مثلا با استفاده از توییتر و گوگل ارث می‌شود، یک mashup یا یک سایت ترکیبی جالب ساخت.



شما هم بد نیست، سایت موزاییک را تست کنید و فلش‌فوروارد خود را بنویسید! بد نیست، نگاهی هم به ویکی سریال بیندازید.

سویزی هنرپیشه فیلم «روح» درگذشت

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط سعيد

به نقل از راديو فردا
پاتريک سويزی هنرپيشه فيلم های «روح» و «رقص کثيف» در سن ۵۷ سالگی پس از دو سال مبارزه با بيماری سرطان لوزالمعده در در شهر لس آنجلس درگذشت. پاتريک سويزی هنرپيشه آمریکایی فيلم های «روح» و «رقص کثيف» در سن ۵۷ سالگی، پس از دو سال مبارزه با بيماری سرطان لوزالمعده در شهر لس آنجلس درگذشت. پاتريک سويزی در شهر هستون تگزاس بدنيا آمد و از آغاز جوانی در مدرسه مادرش در زمینه رقص آموزش ديد. سويزی در سال ۱۹۷۹ وارد سينما شد و در سال ۱۹۸۷ در فيلم «رقص کثيف» توجه فيلم سازان هاليوود را جلب کرد. وی در اين فيلم نقش يک مربی رقص را ايفا می کرد. به نوشته روزنامه انگلیسی تايمز، فيلم «رقص کثيف» فقط پنج ميليون دلار هزينه داشت و در ابتدا قرار بود فقط به صورت فيلم ويدئويی توزيع شود. «رقص کثيف» تماشاگران بسياری را به سينما جذب کرده و حدود دویست میلیون دلار درآمد کسب کرد. وی در سال ۱۹۹۰ در فيلم «روح» در کنار دمی موور و ووپی گلدبرگ درخشيد و نامزد دريافت جايزه گولدن گلوب شد. سویزی در سال ۱۹۹۳ در نقش پزشک در محله های فقير نشين کلکته ظاهر شد. در سال ۱۹۹۶ در جريان فیلمبرداری نخستين صحنه های فيلم «نامه هايی از يک قاتل» از اسب به زمين افتاد و به دليل شکستگی پاهايش حدود چهار سال از سينما فاصله گرفت. «آبی کمرنگ» آخرين فيلمی سينمايی است که پاتريک سويزی در سال ۲۰۰۹ در آن هنرنمايی کرده است. سويزی در سريال های تلويزيونی نیز ايفای نقش کرده و مهمترين نقش تلویزیونی او در سال ۱۹۸۵ در سريال «شمال و جنوب» بود. پاتريک سويزی با ورزش های رزمی نيز آشنايی داشته و دارای کمربند سياه در کاراته بود.

شب به‌خیر و موفق باشید

ارسال شده در: . نوشته‌شده توسط سعيد


فرانک مجیدی: «به نفعتونه با ما همکاری کنید آقا!». یک لحظه مکث کرد:«دارید تهدیدم می‌کنید؟!» مرد خندید، از موضع قدرت و آرام گفت:«نه این فقط یه پیشنهاده! می دونین؟! همسرم عاشق فیلمای شماست! فکر کنم عاقلانه باشه بتونه عاشق کارای بعدیتون هم باشه، بستگی به شما داره!» خودنویس را به طرفش گرفت. دو راه داشت، اسم‌ها را بنویسد و فیلم بسازد یا شرافتمندانه نه بگوید و از سینما حذف شود! در نهایت خودنویس را گرفت و هشت اسم نوشت. نفسش را محکم از بینی بیرون داد و کاغذ را بلافاصله قبل از آن‌که پشیمان شود به سمت آن مرد گرفت که کنار پنجره داشت سیگار می کشید. «کار عاقلانه‌ای کردید! راستی، اگه زنم بفهمه دیدمتون و ازتون امضا نگرفتم منو می‌کشه! لطف می‌کنین…».

بیش از چهل سال بعد، وقتی در سال ۱۹۹۹ جایزه‌ی اسکار یک عمر فعالیت هنری را به «الیا کازان»، کارگردان با اصلیت ترکیه‌‌ای، می‌دادند، آنها که از ماجرای دادگاه خبر داشتند، برایش نه دست زدند و نه بلند شدند، مثل اد هریس و بعداً بازماندگان آن دادگاه‌ها، این تقدیر را مورد نکوهش قرار دادند. در نهایت این‌طور شد که وقتی حرف از کازانی می‌شد که تنها کارگردان دنیا بود که «مارلون براندو» به‌شدت از او حساب می‌برد، یک امای تلخ ته حرف‌ها می‌آمد. این انگ شرافت و ننگ خیانتی بود که دوران جوزف مک‌کارتی بر نام خیلی‌ها زد. فیلم‌های «مظنون به جرم» به کارگردانی اروین وینکلر و «مجستیک» به کارگردانی فرانک دارابونت که نمایش فشار دوران مک‌کارتی بر هنرمندان سینما بود از برنامه‌ی «سینما یک» حدود دو، سه سال پیش به نمایش در آمد. «جرج کلونی» در جدیدترین تلاش نمایش دوران مک‌کارتیسم، در سال ۲۰۰۵ روایت مستندواری به نام «شب به‌خیر و موفق باشید» از خبرنگاران شجاعی ساخته که دیکتاتوری مک‌کارتی را عیان می‌کنند.

ادوارد مارو (دیوید استراثیرن)، مجری شبکه‌ی CBS و تهیه‌کننده‌اش فرد فرندلی (جرج کلونی) به همراه همکارانشان، به مک‌کارتی و افکار او حمله می‌کنند و میان آن‌ها، نزاعی سخت در می‌گیرد که…



این داستانی حقیقی از اعتراضات گسترده‌ای است که خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به مک‌کارتیسم غالب بر جامعه‌ی آمریکا در دهه‌ی ۵۰ انجام دادند. سناتور جوزف مک‌کارتی در اوایل دهه‌ی ۵۰ با مطرح کردن ایده‌ی «ترس از کومونیسم» اختناق شدیدی در جامعه به وجود آورد. او اعتقاد به محاکمه‌ی تمام کسانی داشت که در دهه‌ی ۳۰، در جلسات گروه‌های سوسیالیست شرکت کرده‌اند و علاوه بر آن، بسیاری را تحت فشار گذاشت که نام دیگر حاضران در جلسات را افشا کنند و در غیر این صورت از مناصب اجتماعی خود کنار گذارده شوند. بسیاری از روزنامه‌نگاران، به‌خصوص در واشنگتن‌پست، این اقدامات را به بوته‌ی نقد کشیدند. اما تلویزیون که رسانه‌ای محبوب شناخته می‌شد، با حرکت ادوارد آر. مارو انگشت اتهام بی‌قانونی را به سمت مک‌کارتی گرفت. ادوارد مارو، به خاطر گزارش‌های بسیار خوبی که در جریان جنگ جهانی دوم از اروپا به آمریکا مخابره کرد مشهور شد. عباراتی که وی در هنگام گزارش‌هایش به کار می‌برد از جمله «شب به‌خیر، و موفق باشید» به جملات مشهوری تبدیل شدند. با بازگشت به آمریکا، او با احترام در CBS شناخته می‌شد و در اوج کار برنامه‌ی رادیویی CBS برنامه‌ی «اکنون بشنوید» را تهیه می‌کرد که پس از مدتی در تلویزیون با نام «اکنون ببینید» اجرا شد و همواره آن را با عبارت مشهور خودش یعنی «شب به‌خیر و موفق باشید» پایان می‌داد. در ۹ مارچ ۱۹۵۴، برنامه‌ی او بریده‌هایی از سخنرانی‌های مک‌کارتی و تناقضاتش با عمل او را به نمایش در آورد که به شدت در آمریکا محبوب گشت. از مک‌کارتی خواسته‌شد در برنامه برای نقد حضور یابد، ولی او ۳ هفته‌ی بعد تنها به ارتباط تصویری رضایت داد و با شیوه‌ای خنده‌دار، میهن‌پرستی مارو را که در اوج محبوبیت بود زیر سئوال برد و او را متهم به سوسیالیست بودن کرد که این نکته محبوبیت مک‌کارتی را به شدت کاهش داد.

فیلم جرج کلونی را می‌توان به عنوان اولین تجربیات یک کارگردان، فیلم مستندوار وفاداری به واقعیت به حساب آورد. او مستند بسیار خوب «شن و افسوس» درباره‌ی جنایت‌های دارفور را هم در کارنامه دارد. البته فیلم‌برداری سیاه و سفید آن و استفاده از فیلم‌های آرشیوی به جای بازیگر، چندان مورد پسند نیست. ضمن آن‌که کلونی تنها نگاه روی کاراکترها را در محیط کاری نشان می‌دهد و به دغدغه‌های شخصی آن‌ها توجه نمی‌کند، اما برای بیننده‌ای که پس از نیم قرن به ماجرای مک‌کارتی می‌نگرد، فیلمی مفید و درخور به شمار می‌آید. کلونی موفق شده بازی‌های طبیعی و راحتی از بیشتر بازیگرانش بگیرد، البته استراثیرن و فرانک لانگلا که حضور جالبی در فیلم دارد و در فیلم سیاسی «فراست/ نیکسون» هم درخشیده بود مشخصاً بازی سختگیرانه و با دسیپلینی دارند. نکته‌ی جالب، حضور رابرت داونی جونیور در فیلم است که با یکی از زنان همکار خود مخفیانه ازدواج کرده و این بر خلاف قوانین شبکه است و ماجرای آن‌ها تعلیق جالبی در فیلم ایجاد می‌کند. نکته‌ی جالب دیگر، حضور رابرت نپر (تی‌بگ سریال پریزن برک) است. من واقعاً بازی او را خیلی دوست دارم، او از معدود آدم‌هایی است که در صدم ثانیه‌ای با آن فیزیک چهره و تراش بینی و لب و فک خود، اوج خباثت و شیطان صفتی را به نمایش می‌گذارد! همه‌ی این موارد، در مجموع از «شب به‌خیر و موفق باشید» فیلمی دیدنی ساخته‌است، جرج کلونی که فرزند یک مجری مشهور آمریکایی است، همواره به یاد می‌آورد که پدرش با احترام از مارو نام می‌برد و او را یک الگو برای خبرنگاری صادقانه می‌شناخت.

این فیلم تقدیسی است بر قدرت و نقش رسانه در نقد قدرت سیاستمداران وقتی از اختیارات خود استفاده های فراقانونی می‌کنند. مارو و بسیاری از روزنامه‌نگاران در برابر اعمال شرم‌آور مک‌کارتی شجاعانه ایستادند تا آمریکایی‌های بیشتری قربانی فاشیست نهفته در مک‌کارتیسم نشوند. وقتی مک‌کارتی کار را به آن‌جا می‌رساند که جرئت محاکمه‌ی هنرمندان و حتی پروفسور اوپنهایمر را به منظور تفتیش عقاید به خود می‌دهد، یعنی زمانی فرا رسیده‌بود که باید در برابر کسی که از ترس کومونیست شدن به فاشیست بودن روی آورده، ایستاد و این رسالت رسانه است که چنین افکاری را برای جامعه افشا کنند.

مارو در برابر فردای سیاهی ایستاد که نگفتن به وجود می‌آورد، چون دیگر بس بود، «ما نباید با ترس از همراهمان، با او قدم بزنیم»، ما دوستانمان را نمی‌فروشیم و این «نه» گقتن، مک‌کارتیسم را شکست و فاشیست را رسوا کرد!